عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

302

منازل السائرين ( فارسى )

مىدهد : از دو صفت پرخورى و پرخوابى تو براى فريبت استفاده مىكنم . حضرت يحيى عليه السّلام از آن به بعد ، اين دو صفت ناپسند را از خود دور كرد تا راه فريب شيطان را ببندد . حافظ افتادگى از دست مده زانكه حسود * عرض و مال و دل و دين بر سر مغرورى كرد علامه حسن‌زاده آملى در غزلى فرموده‌اند : باز در سوز و گذازم ز تف دل چه كنم * كار مشكل شده مشكل شده ، مشكل چه كنم دفتر عمر گشودم كه چه بگذشت از آن * هيچ نگذشت مگر عاطل و باطل ، چه كنم در سلوك عرفان ، اين مسأله مطرح مىشود كه تا انسان از رسم و تعينات و انانيت ، پاك و عارى نشود و تا از تعلقات و اغيار پاك نگردد ، نور تجلى بر او نمىتابد و تا آن صفا و نور ايمان در جانش خانه نكند در معرض تجلى حق قرار نمىگيرد . تجلى حق هميشه به فيض اقدس است و اين تجلى نور حق با ازليت حق دم‌به‌دم بوده و هست : كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ . « 1 » هر روزى در كارى است . بدين‌سبب حافظ مىگويد : در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد تلمسانى در شرح گفتار خواجه مىفرمايد : و كذلك تخرج من عوائدك التى تناقض الخدمة مثل كثرة الاكل و كثرة النوم و مصاحبة من يشغلك عن الخدمة . براى اينكه از غير عريان شوى و بندگى تو خالص شود از اين كارها پرهيز كن : مانند زياد خوردن و زياد خوابيدن و مصاحبت كردن با هر آنچه تو را از خدا مشغول مىكند . برخى افراد ، كم‌خور و خواب هستند ولى امراض ديگرى دارند . آدمى هرچه را بيشتر دوست داشته باشد ناخودآگاه از آن بيشتر ياد مىكند . بنابراين بايد حب خدا را به جان و دل راه دهيم تا مدام به ياد و ذكر خدا مشغول باشيم و حب خدا نيز جز با بندگى خالصانه

--> ( 1 ) . رحمن / 29 .